آوای کوردستان – ۸ – کوردستان گر تو نبی، هوی هوی، هوی هوی

Standard
 پیشنهاد می‌شود پیش از شروع مطالعه متن، دانلود ترانه را از اینجا+ آغاز کنید

«میهن» با تعریف کنونی‌اش به معنای سرزمینی جغرافیایی دارای مرزهای مشخص سیاسی و حاوی یک دولت-ملت، تعبیری مدرن به حساب می‌آید. ایرانیان تنها در آستانه انقلاب مشروطه بود که با مفاهیم مدرن «میهن» و «ملت» آشنا شدند. پیش از آن، میهن برای اقوام دور از هم ایرانی صرفا به معنای زادگاه‌شان بود که می‌توانست در ابعاد یک روستا کوچک باشد. در جامعه‌ای که هنوز به شکل دولت-ملتی مدرن در نیامده و هم‌چنان رگه‌هایی از زندگی قومی را در خود حفظ کرده، میهن‌پرستی هم گاه صرفا با همان رنگ و لعاب عشق به زادگاه همراه می‌شود.
تقریبا شاعر و خواننده کوردی پیدا نمی‌شود که هیچ‌گاه در توصیف عشق و علاقه خود به کوردستان نسروده و یا نخوانده باشد. با این حال باید دقت کرد که این عشق به کوردستان، تنها با همان نگرش قدیمی و قومی به «میهن» شکل می‌گیرد. در واقع، اینگونه سخن گفتن از میهنی به نام «کوردستان» با گرایش‌های استقلال طلبانه یا تجزیه‌طلبانه ارتباطی ندارد، چرا که این کوردستان با تعریف مدرن «میهن» به عنوان یک کشور مستقل دارای «دولت – ملت» مورد توجه نیست، بلکه تنها یک سرزمین و زادگاه مادری است. چنین تعبیری از میهن دو ویژگی دارد:
نخست اینکه این میهن مرز مشخص سیاسی-جغرافیایی ندارد. دقیقا مشخص نیست که این «کوردستان» از کجا تا کجاست. شاید بتوان گفت، این میهن، بیشتر یک مفهوم انتزاعی است که در ذهن شاعر شکل می‌گیرد و مجموعه‌ای از آداب و سنن و گاه برخی نمادهای جغرافیایی (مثل یک کوه یا یک دریاچه و رودخانه) را هم شامل می‌شود. دومین ویژگی این میهن‌پرستی آن است که در برابر و تقابل با سرزمین، قومیت یا نژاد دیگری قرار نمی‌گیرد. برای مثال، ناسیونالیسم آلمانی (نازیسم) خودش را در تقابل و برتر از دیگر نژادها می‌داند، اما میهن‌پرستی به تعبیر قومی آن در ایران، صرفا یک علاقه به زادگاه است که به معنای به چالش کشیدن هیچ رقیب دیگری نخواهد بود. برای مثال زمانی که حافظ می‌سراید: «خوشا شیراز و وضع بی‌مثال‌اش / خداوندا نگه دار از زوال‌اش»، این میهن‌دوستی حافظ و تمجید از زادگاهش ابدا در تقابل و تخاصم با هیچ ملت یا سرزمین دیگری قرار نمی‌گیرد.
* * *
«روژان»، زاده سنندج و بزرگ‌شده کرمانشاه است. این خواننده موسیقی سنتی کردی، به دلیل ممنوعیت خوانندگی برای زنان، کارهایش را در خارج از ایران به اجرا می‌گذارد. جلال ذوالفنون و تهمورس پورناظری از چهره‌های سرشناسی هستند که برای او آهنگ‌سازی کرده‌اند. ترانه زیر را روژان با گروه «شمس» به اجرا درآورده است و در آن در وصف کوردستان و عشق خود به این سرزمین سخن می‌گوید:
كوردستان گه‌ر تو نه‌بی گیان و ژینم بو چیه؟   /  كوردستان اگر تو نباشی جان و زندگی را برای چه بخواهم؟
هیمه‌نی رخساری توم بی تاجی شاهیم بوچیه؟   /  آرامش رخسار تو را داشته باشم، تاج شاهی را برای چه بخواهم؟
كوردستان گه‌ر تو نه‌بی هوی هوی هوی   /  كوردستان اگر تو نباشی
ته‌یریکم بی ئاسمان هوی هوی هوی   /  پرنده‌ای بدون آسمان هستم
كورستان گه‌رد و غوبارت سورمه بو چاوانمه   /  كوردستان گرد و غبارت سرمه چشمان من است
درك و دالی شاخه كانت سوسه‌ن و ریحانمه   /  خار و خس كوه‌هایت سوسن و ریحان من است
هوی هوی هوی  بریندارم   /  زخمی‌ام
هوی بریندارم، هوی بریندارم   /  زخمی‌ام
كوردستان ئه‌ی خاكی زه‌رین قبله‌گاهی عاشقان   /  كوردستان ای خاك زرین قبله‌گاه عاشقان
ده‌نگی شمشالی كولانت ئاواتی عشق و ژیان   /  صدای نیلبك كوی و برزنت آرزوی عشق و زندگی است

پی‌نوشت:
مجموعه «آوای کوردستان»، محصول مشترک هم‌کاری من و «سروه» را از اینجا+ پی‌گیری کنید.

KabK22

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s