شکاف‌های اجتماعی با شعار و نصیحت پر نمی‌شوند

Standard

سال‌هاست که تبلیغات حکومتی و تبلیغات مخالفان حکومت در یک ادعا به اشتراک رسیده‌اند: «مشارکت بالای انتخاباتی به افزایش مشروعیت نظام می‌انجامد». در ظاهر ادعایی منطقی است، اما آیا واقعا چنین است؟
در تاریخچه انتخابات ریاست جمهوری کشور کمترین مشارکت مربوط است به دوره‌های چهارم و پنجم و ششم. (دور دوم آقای خامنه‌ای و دو دور آقای رفسنجانی با حدود ۵۰ تا ۵۴ درصد) آرام‌ترین رقابت‌های انتخاباتی که بازنده به برنده تبریک می‌گفت. برنده نیز نه تنها در آرامش کامل فعالیت می‌کرد، بلکه حتی از جناح رقیب هم در کابینه خود استفاده می‌کرد.
در نقطه مقابل، دوره‌های هفتم (خرداد ۷۶) و دهم (خرداد ۸۸) را داریم که درصد مشارکت به شدت افزایش یافت. (۸۰ و ۸۵ درصد) هر دو دوره نیز همراه شد با تنش‌های جدی پس از انتخابات. دولت خاتمی با «هر ۹ روز یک بحران» مواجه شد و تا تهدید به کودتا (در ماجرای ۱۸تیر) پیش رفت. وضعیت ۸۸ هم که نیازی به توضیح ندارد. حال شاید بتوان پرسید این چطور مشروعیتی است که هرگاه افزایش پیدا می‌کند کشور با بحران داخلی مواجه می‌شود؟
از بعد اعتماد مردم به نظام به مساله نگاه کنیم: باز هم میزان افزایش مشارکت همواره مترادف بوده با افزایش بی‌اعتمادی نسبت به امانتداری حکومت. (سال ۸۸ را به یاد بیاورید) دقیقا هم در همین دوره‌‌ها بوده که از تریبون‌های رسمی، بیشترین تخریب‌ها علیه مقامات و نهادهای رسمی کشور انجام شده است. آن هم نه صرفا از جانب منتقدان یا اصلاح‌طلبان. اتفاقا بیشترین اتهامات، توهین‌ها و سیاه‌نمایی‌ها را در انتخابات اخیر اصول‌گرایان به نمایش گذاشتند. حتی در ستادهای انتخاباتی توصیه می‌کردند که مردم با خود خودکار ببرند چرا که به خودکارهای حکومت هم اعتمادی نیست! بدین ترتیب، اگر در جریان انتخابات ۸۸، به روا یا ناروا، بخش عمده‌ای از بدنه اصلاح‌طلبان اعتماد خودش به نظام را از دست داد، در جریان انتخابات سال ۹۶ این اصول‌گرایان بودند که بدنه خود را از سلامت سیستم حکومت و اعتماد به امانتداری آن مایوس کردند.
به تازگی، یادداشتی در تلگرام دست به دست شد و مورد توجه قرار گرفت با عنوان: «برد ۲۳ میلیونی، شیرین‌تر می‌شود اگر . . . ». (اینجا+ بخوانید) لب کلام نگارنده این است: برنده بازنده را تحقیر نکند، همه دوست باشیم و با اتحاد کشور را بسازیم. توصیه‌ای ظاهرا حکیمانه و مقبول که در عمل به یک کلیشه بی‌معنا و بی‌خاصیت بدل شده است. شکاف‌های عمیق اجتماعی، با سلام و صلوات و نصیحت پر نمی‌شوند. واقعیات سیاسی با پایان‌بندی فیلم «اخراجی‌ها» تفاوت دارد که یک سرود ای ایران بخوانیم و همه چیز را فراموش کنیم. اگر وضعیت به جایی رسیده که حتی رهبری نظام، برای نخستین بار حاضر نمی‌شود در پیام انتخاباتی خود به رییس جمهور منتخب «تبریک» بگوید، دیگر بوسیدن روی هم و احترام به بازنده حتی در سطح شوخی هم مطرح نیست.
با این توصیه‌های تنزه‌طلبانه دردی از کشور درمان نمی‌شود. برای حل مشکل، نخستین گام آن است که اصل بروز شکاف را بپذیریم. باید بپذیریم که کارکرد انتخابات در کشور ما عوض شده است. صندوق رای دیگر محل نظرسنجی و انتخاب میان روش‌ها و سلیقه‌ها متفاوت کشورداری نیست. از نگاه بخش قابل توجهی از مردم، انتخابات آخرین سنگر جمهوریت نظام است که باید از انحصار یک هسته غیردموکراتیک و غیرپاسخ‌گو مصون نگاه داشته شود. یک جنگ برای «هستی و نیستی» است. افزایش خیره کننده درصد مشارکت در این چهارچوب، به معنای افزایش مشروعیت و ثبات نظام نیست؛ بلکه نشان می‌دهد که هر روز اقشار بیشتری خود را در معرض خطری کشنده و مهلک احساس کرده و برای دفع آن بسیج می‌شوند.
دوقطبی‌های انتخاباتی ما، طی ۲۰ سال گذشته تنها در چهارچوب همین وضعیت شبه‌جنگی قابل توضیح هستند. توصیه به «بوسیدن روی هم» صرفا برای طرفین یک رقابت همدلانه معنا دارد، نه آنان که به قصد نبرد با یک خصم بنیادین پا به میدان می‌گذارند. بر خلاف سال‌های دور که جناح رقیب ما یک جریان کلاسیک اصول‌گرا بود، امروزه ما با یک امپراطوری مافیاگونه مالی/امنیتی مواجه هستیم که در صدا و سیمای نفوذ کرده، به صورت سازمان‌دهی شده و سیستماتیک دروغ می‌گوید، پرونده‌سازی می‌کند و هرکجا دست‌ش برسد از «لوله‌کردن» مردم ابایی ندارد. تا زمانی که تکلیف این امپراطوری وحشت مشخص نشود و تا زمانی که از تکرار این سازمان‌دهی سیستماتیک دروغ/وعده/ارعاب اطمینان پیدا نکنیم، هر انتخابات دیگری را صرفا ناچاریم به شکل یک اردوکشی رفراندوم‌گونه «تکرار کنیم»!

KabK22

خیز روحانی برای شکستن رکورد ۲۵ میلیون رای

Standard

بعید است هیچ‌گاه پس از انقلاب، دو قطبی‌های انتخاباتی با چنین شکاف عمیقی شکل گرفته باشند. تمام مقدمات و تلاش‌های جناح حاکم در پرهیز از دوقطبی‌ چالش‌برانگیز انتخاباتی همچون سرکنگبین از قضا صفرا فزود تا بار دیگر به انتظار یک حماسه از جنس دوم خرداد بنشینیم. باور این ادعا شاید کمی دشوار باشد. نتایج انتخابات روز جمعه ملاک سنجش خوبی پیش روی ما قرار خواهد داد؛ تا آن روز، من صرفا به برخی عوامل تشدید این شکاف اشاره خواهم کرد.
دوقطبی‌های انتخاباتی زمانی شکل می‌گیرند که شکاف‌های اجتماعی به صورت تشدید کننده بر هم منطبق شوند. نخستین نمونه این موارد را در انتخابات ۷۶شاهد بودیم. آن سال برای نخستین‌بار شکاف‌های اقتصادی و نارضایتی‌های سیاسی/اجتماعی روی هم منطبق شد و دوم خرداد را رقم زد. با این حال، به نسبت انتخابات جاری، چند عامل تشدید کننده دوقطبی‌ها غایب بودند:
نخست: تهدید جنگ
هرچند روی‌کرد خاتمی به سمت گفت‌وگو و تعامل نوید بهبود در روابط بین‌المللی را می‌داد، اما سیاست تنش‌زدایی را دولت هاشمی کلید زده بود. روابط با عربستان بهبود یافته بود و کمتر سخنی از خطر جنگ در میان بود.
دوم: شکاف عمیق فساد و مافیای اقتصادی
در سال ۷۶ هم گلایه‌های اقتصادی شامل فساد برخی مقامات می‌شد، اما نه تنها هیچ یک از نامزدها، بلکه هیچ یک از دو جناح حاکم به تنهایی نماد چنین فسادی نبود. اساسا در آن دوران هنوز شاهد فساد «سیستماتیک» نبودیم که یکی از دو جریان را در مظان اتهام قرار دهد.
سوم: شکاف سبک زندگی
این شکاف احتمالا موثرترین عامل در پیروزی اصلاح‌طلبان دوم خردادی بود، اما همچنان با تصویر کنونی فاصله بسیار بعیدی داشت. جناح‌های راست و چپ سنتی ایران بازه تفاوت نسبتا اندکی با یکدیگر داشتند و به دو روایت متفاوت از اسلام خلاصه می‌شدند؛ اما در دوره اخیر، گفتمان جناح راست سنتی عملا حذف شده است. جریان اصول‌گرا به سمت راست افراطی گرایش پیدا کرده و راست معتدل سابق، با حمایت بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان، جنبش سبز و جامعه مدنی، بسیار بیشتر به سمت فضای لیبرالیسم فرهنگی کشیده شده است.
۱۲ سال پس از دو قطبی خیره کننده سال ۷۶، بار دیگر دو قطبی انتخاباتی نظام سیاسی کشور را چنان به لرزه انداخت؛ با این حال، شکاف‌های انتخابات ۸۸ نیز از چندین جنبه ضعیف‌تر از شکاف‌های انتخابات امسال بودند:
نخست: شکاف اقتصادی
جایی که احمدی‌نژاد توانسته بود گفتمان اقتصادی جناح راست را به دفاع از فرودستان تغییر دهد. در مقابل، اتفاقا کلاسیک‌ترین نامزد جریان چپ قرار داشت که خود تجسم دفاع از مستضعفین بود.
دوم: خطر تحریم/جنگ
در سال ۸۸ ابدا سایه جنگ جدی به نظر نمی‌رسید، منطقه در آرامش کامل بود و باراک اوباما تلاش می‌کرد برای حکومت ایران پیام‌های دوستی ارسال کند.
سوم: شکاف فرهنگی/سیاسی/سبک زندگی
این شکاف‌ها عملا می‌بایست بار تمامی دوقطبی‌سازی انتخاباتی سال ۸۸را به دوش می‌کشیدند؛ باز هم با این تبصره که احمدی‌نژاد، بر خلاف حامیان اصول‌گرایش، آمادگی داشت تا در عرصه سبک زندگی تغییر رویه‌های بزرگی از خود نشان دهد.
بدین ترتیب، انتخابات سال ۹۶، از هر جهت نسبت به دو همتای پیشین خود واجد شکاف‌های عمیق‌تری است. نخستین نتایج این شکاف‌ها را در جریان مناظره‌های تلویزیونی دیدیم؛ جایی که شدت تابو شکنی‌ها، حرمت‌شکنی‌ها و تخریب‌ها شوکه کننده بود. رویه‌ای که قالیباف در پیش گرفت، بزرگترین جرقه را به انبار باروت دوقطبی انتخاباتی افکند.
ابراهیم رییسی در جریان مناظره‌ها چهره به نسبت آرامی از خود تصویر کرده بود و می‌رفت تا از تعمیق شکاف دوقطبی انتخاباتی بکاهد؛ اما با کناره‌گیری قالیباف او هم رفته‌رفته تحت تاثیر همان مشاوره‌هایی قرار گرفت که سردار اصول‌گرایان را به مرز انتحار کشانده بود. بدین ترتیب، آخرین گزینه‌ای که می‌توانست جلوی فعال شدن شکاف‌های عمیق انتخابات را بگیرد، خودش به یک عامل محرک جدید بدل شد تا در فاصله یک هفته مانده به موعد انتخابات، اثرات انفجار این شکاف‌ها بار دیگر یک موج بلند انتخاباتی رقم بزند.

آمارهای جدید حکایت از رشد چشم‌گیر و همزمان دو پدیده انتخاباتی می‌دهد. نخست، سطح مشارکت که پیش‌بینی می‌شود از مرز ۴۰ میلیون رای دهنده هم عبور خواهد کرد. دوم، سرازیر شدن آرای مرددها به سبد حسن روحانی، که می‌رود تا او را از مرز ۶۰ درصد آرا هم فراتر ببرد. ترکیب این دو، یعنی روحانی در آستانه رای خیره کننده ۲۵ میلونی قرار گرفته است. چنین رکوردشکنی خیره کننده‌ای، بسیار بیش از آنکه محصول کارنامه و دستاوردهای خود دولت باشد، محصول اشتباهات فاحش انتخاباتی اصول‌گرایان و ایجاد عمیق‌ترین شکاف انتخاباتی در تاریخ نظام بوده است.

KabK22

حالا نوبت ماست که تکرار کنیم

Standard

تجربه ساده، ملموس و نزدیک است: از اتحاد ضربه نخورده‌ایم. بزرگ‌ترین دستاوردهای یک دهه گذشته را با کمترین هزینه‌های قابل تصور تنها در دوره‌هایی کسب کرده‌ایم که با اتحادی فراگیر به میدان آمدیم. اتحادی که در زمانه اختناق سیاسی و نبود احزاب متشکل، تنها و تنها به مدد محوریت یک شخص حاصل شد: سیدمحمد خاتمی.
عبدالله مومنی در پیام بزرگ‌منشانه‌اش نشان داد که این تجربیات را فدای سهم‌خواهی و حب و بغض شخصی نخواهد کرد. خانم لیلا ارشد نیز نشان داد که مرزهای این اتحاد از فعالین سیاسی گذشته و نمایندگان جامعه مدنی را نیز به بلوغی خیره کننده و کم‌سابقه رسانده است. ما نیز در پاسخ به ندای رهبر بزرگ‌ترین جنبش اصلاحات مدنی ایران، با عبدالله نوری، لیلا ارشد و دیگر نامزدهایی که به سود فهرست واحد اصلاح‌طلبان شورای تهران انصراف دادند همراه می‌شویم تا یادآوری کنیم: دستاوردهای ملی تنها زمانی محقق می‌شوند که خیر عمومی و مصلحت جمعی فدای سهم‌خواهی و تک‌روی نشود.
نیاز به توضیح بیشتر نیست. تنها دغدغه حاضر، گمراه شدن شهروندان در میان انبوهی از فهرست‌های مشابه اما انحرافی است. (از اینجا+ ببینید) تصویر پی‌وست یادداشت، تنها فهرست رسمی و مورد اجماع شورای عالی اصلاح‌طلبان است که مورد تایید و تاکید سیدمحمد خاتمی قرار گرفته است. در تصویری دیگر می‌توان شماری از فهرست‌های انحرافی را دید. به باورم، آن عهد «تکرار کردن» در این دور از انتخابات ناظر بر دو مسوولیت ما خواهد بود:
– نخست تهیه و تکثیر فهرست اصلی
– دوم آگاهی بخشی نسبت به فهرست‌های انحرافی

فراموش نمی‌کنیم که دو کابوس شوم ریاست جمهوری طی سال‌های اخیر، هر دو محصول تعلل پایتخت‌نشینان در انتخاب یک شورای شهر سالم و کارآمد بوده است. نخست محمود احمدی‌نژاد و دوم پدیده شوم محمدباقر قالیباف. به امید آنکه دیگر شاهد تکرار چنین کابوس‌هایی نباشیم. 

KabK22

آیا رییسی با همان سناریوی ۸۴ رییس جمهور می‌شود؟

Standard

پیچیده و چندلایه عمل کردیم». این را سردار باقر ذوالقدر گفت. پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۸۴. به نظر می‌رسد شرایط امروز تفاوت‌های عمده‌ای با آن دوران داشته باشد، اما بگذارید ابتدا ببینیم ویژگی‌های آن عملیات پیچیده و چندلایه چه بود:
۱نامزد انحرافی: محمدباقر قالیباف که برای مدت‌ها همه حملات تخریبی اصلاح‌طلبان را به خود مشغول ساخت و برای احمدی‌نژاد حاشیه امن ساخت.
۲حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: نیازی به یادآوری نیست که احمدی‌نژاد بجز با اعلام نتایج دور نخست هیچ گاه جدی گرفته نشد.
۳ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: یعنی وقتی اطمینان دارید در دور اول پیروز نمی‌شوید، حداقل کاری کنید که هیچ کس دیگر هم در دور نخست پیروز نشود.
۴تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: این یکی مهم‌ترین مرحله عملیات بود و نیاز به توضیح بیشتر دارد.
تقریبا همه می‌دانند که از ۲۰ سال پیش، همواره نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز بوده که نماد مخالفت با کلیت وضع موجود باشد. مثل سیدمحمد خاتمی در سال ۷۶ که در برابر نامزد مورد حمایت رهبری یک پیروزی خیره کننده به دست آورد. پس بزرگترین سوال برای هسته قدرت همواره آن بوده که چطور نامزد خود را به شکل مخالف وضع موجود روانه انتخابات کند؟
پاسخ این سوال ساده است. کافی است بتوان برای «وضع موجود» یک متهم مستقل از ساختار اصلی قدرت معرفی کرد. قطعا خواننده به یاد می‌آورد که در دهه هفتاد و هشتاد، هرچند مردم از فساد حکومتی بسیار خشمگین بودند، اما نماینده این فساد را شخص هاشمی رفسنجانی قلمداد می‌کردند و نه کلیت ساختار غیرشفاف، مافیای اقتصادی و دستگاه ناکارآمد نظارتی و رسیدگی. تبدیل هاشمی به نماد «فساد موجود» به خوبی در جریان مقدمات انتخابات ۸۴تکمیل شد تا پیروزی نامزد عملیات «پیچیده و چندلایه» در دور دوم پیشاپیش قطعی شود.
حال ببینیم از مراحل چهارگانه عملیات فوق، آیا شاهد تکرار و مشابهتی در انتخابات پیش رو هستیم؟
۱نامزد انحرافی: که از طنز روزگار همچنان محمدباقر قالیباف است. تمام تخریب‌ها و حملات را به سمت خود جلب کرد و باعث شد رییسی کمترین نقد را در جریان مناظره‌ها دریافت کند. در مقابل، به صورت انتحاری به حریف‌ها حمله کرد و زحمت رییسی را کاهش داد.
۲حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: بی‌نیاز از توضیح است، تا حدی که هنوز هم عده‌ای باور نمی‌کنند که آرای رییسی به حدی در حال رشد است که از قالیباف پیشی گرفته.
۳ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: این مورد، تنها گزینه‌ای بود که تصور می‌کردیم در برابرش مصون شده‌ایم. یعنی از تجربیات گذشته درس گرفته و دیگر آن اشتباه را تکرار نمی‌کنیم؛ اما متاسفانه این انشقاق را این‌بار فهرست شورای شهر ایجاد کرد. جایی که انتظار می‌رفت «دکتر عارف» در برابر فشارهای امنیتی مقاومت کند اما توقعات برآورده نشد. یک هفته مانده به برگزاری انتخابات، درست همان زمانی است که انتظار می‌رود با شکل‌گیری موج بدنه اجتماعی، ناگهان شاهد رشد چند درصدی آرای روحانی باشیم، امیدوارم ضربه‌ای که فهرست شورا وارد کرد به شکل‌گیری این موج لطمه وارد نکند.
۴تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: یا بهتر بگوییم، پروژه «هاشمی سازی از روحانی» دقیقا همان دستور العملی بود که از روز نخست مناظره‌ها شاهدش بودیم. بزرگترین دست‌اندرکاران و بانیان فساد در کشور، به بزرگترین مدعیان مبارزه با فساد بدل شدند و حتی مفاسدی که خود مستقیم و غیرمستقیم در آن دست داشتند (مثل پرونده بابک زنجانی) را به گردن شخص روحانی انداختند. مشخصا پیام‌شان واضح بود: فساد بی‌داد می‌کند، اما تقصیر هیچ کسی نیست بجز روحانی و کابینه‌اش.
منظور من از ایجاد این مشابهت آن نیست که پیروزی رییسی را در انتخابات ۹۶ قطعی قلمداد کنم. قطعا برای جلوگیری از تکرار سناریوی ۸۴راه حل‌هایی وجود دارد. اما پیش شرط این راه‌حل‌ها این است که برای تک تک مراحل پیاده‌سازی پروژه «پیچیده و چندلایه» تدبیری اندیشیده شود. بخشی از این زحمت را باید در ایجاد انسجام در فهرست شورا و کسب رضایت عمومی بکشیم که فعلا دیده نشده. کورسوی امیدی اگر باشد، فقط به دو گزینه است. یکی تدبیر و شجاعت شخص حسن روحانی و دومی بلوغ سیاسی و احساس وظیفه بدنه مردمی اصلاحات. چه روحانی در مناظره آخر و چه بدنه مردمی در تبلیغات رو در رو، نباید اجازه دهند که رییسی از زیر بار نمایندگی کانون قدرت شانه خالی کرده و روحانی را به نماد وضع موجود بدل کند.

کانال «مجمع دیوانگان» را در تلگرام دنبال کنید

KabK22

آیا رییسی با همان سناریوی ۸۴ رییس جمهور می‌شود؟

Standard

پیچیده و چندلایه عمل کردیم». این را سردار باقر ذوالقدر گفت. پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۸۴. به نظر می‌رسد شرایط امروز تفاوت‌های عمده‌ای با آن دوران داشته باشد، اما بگذارید ابتدا ببینیم ویژگی‌های آن عملیات پیچیده و چندلایه چه بود:
۱نامزد انحرافی: محمدباقر قالیباف که برای مدت‌ها همه حملات تخریبی اصلاح‌طلبان را به خود مشغول ساخت و برای احمدی‌نژاد حاشیه امن ساخت.
۲حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: نیازی به یادآوری نیست که احمدی‌نژاد بجز با اعلام نتایج دور نخست هیچ گاه جدی گرفته نشد.
۳ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: یعنی وقتی اطمینان دارید در دور اول پیروز نمی‌شوید، حداقل کاری کنید که هیچ کس دیگر هم در دور نخست پیروز نشود.
۴تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: این یکی مهم‌ترین مرحله عملیات بود و نیاز به توضیح بیشتر دارد.
تقریبا همه می‌دانند که از ۲۰ سال پیش، همواره نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز بوده که نماد مخالفت با کلیت وضع موجود باشد. مثل سیدمحمد خاتمی در سال ۷۶ که در برابر نامزد مورد حمایت رهبری یک پیروزی خیره کننده به دست آورد. پس بزرگترین سوال برای هسته قدرت همواره آن بوده که چطور نامزد خود را به شکل مخالف وضع موجود روانه انتخابات کند؟
پاسخ این سوال ساده است. کافی است بتوان برای «وضع موجود» یک متهم مستقل از ساختار اصلی قدرت معرفی کرد. قطعا خواننده به یاد می‌آورد که در دهه هفتاد و هشتاد، هرچند مردم از فساد حکومتی بسیار خشمگین بودند، اما نماینده این فساد را شخص هاشمی رفسنجانی قلمداد می‌کردند و نه کلیت ساختار غیرشفاف، مافیای اقتصادی و دستگاه ناکارآمد نظارتی و رسیدگی. تبدیل هاشمی به نماد «فساد موجود» به خوبی در جریان مقدمات انتخابات ۸۴تکمیل شد تا پیروزی نامزد عملیات «پیچیده و چندلایه» در دور دوم پیشاپیش قطعی شود.
حال ببینیم از مراحل چهارگانه عملیات فوق، آیا شاهد تکرار و مشابهتی در انتخابات پیش رو هستیم؟
۱نامزد انحرافی: که از طنز روزگار همچنان محمدباقر قالیباف است. تمام تخریب‌ها و حملات را به سمت خود جلب کرد و باعث شد رییسی کمترین نقد را در جریان مناظره‌ها دریافت کند. در مقابل، به صورت انتحاری به حریف‌ها حمله کرد و زحمت رییسی را کاهش داد.
۲حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: بی‌نیاز از توضیح است، تا حدی که هنوز هم عده‌ای باور نمی‌کنند که آرای رییسی به حدی در حال رشد است که از قالیباف پیشی گرفته.
۳ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: این مورد، تنها گزینه‌ای بود که تصور می‌کردیم در برابرش مصون شده‌ایم. یعنی از تجربیات گذشته درس گرفته و دیگر آن اشتباه را تکرار نمی‌کنیم؛ اما متاسفانه این انشقاق را این‌بار فهرست شورای شهر ایجاد کرد. جایی که انتظار می‌رفت «دکتر عارف» در برابر فشارهای امنیتی مقاومت کند اما توقعات برآورده نشد. یک هفته مانده به برگزاری انتخابات، درست همان زمانی است که انتظار می‌رود با شکل‌گیری موج بدنه اجتماعی، ناگهان شاهد رشد چند درصدی آرای روحانی باشیم، امیدوارم ضربه‌ای که فهرست شورا وارد کرد به شکل‌گیری این موج لطمه وارد نکند.
۴تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: یا بهتر بگوییم، پروژه «هاشمی سازی از روحانی» دقیقا همان دستور العملی بود که از روز نخست مناظره‌ها شاهدش بودیم. بزرگترین دست‌اندرکاران و بانیان فساد در کشور، به بزرگترین مدعیان مبارزه با فساد بدل شدند و حتی مفاسدی که خود مستقیم و غیرمستقیم در آن دست داشتند (مثل پرونده بابک زنجانی) را به گردن شخص روحانی انداختند. مشخصا پیام‌شان واضح بود: فساد بی‌داد می‌کند، اما تقصیر هیچ کسی نیست بجز روحانی و کابینه‌اش.
منظور من از ایجاد این مشابهت آن نیست که پیروزی رییسی را در انتخابات ۹۶ قطعی قلمداد کنم. قطعا برای جلوگیری از تکرار سناریوی ۸۴راه حل‌هایی وجود دارد. اما پیش شرط این راه‌حل‌ها این است که برای تک تک مراحل پیاده‌سازی پروژه «پیچیده و چندلایه» تدبیری اندیشیده شود. بخشی از این زحمت را باید در ایجاد انسجام در فهرست شورا و کسب رضایت عمومی بکشیم که فعلا دیده نشده. کورسوی امیدی اگر باشد، فقط به دو گزینه است. یکی تدبیر و شجاعت شخص حسن روحانی و دومی بلوغ سیاسی و احساس وظیفه بدنه مردمی اصلاحات. چه روحانی در مناظره آخر و چه بدنه مردمی در تبلیغات رو در رو، نباید اجازه دهند که رییسی از زیر بار نمایندگی کانون قدرت شانه خالی کرده و روحانی را به نماد وضع موجود بدل کند.

کانال «مجمع دیوانگان» را در تلگرام دنبال کنید

KabK22